زمستان در باورهای ما
در باورهاي ما ، فصل زمستان به دو بخش بزرگ ( چله بزرگ و چله کوچک ) تقسیم می شود .
چله بزرگ از « اول دیماه تا دهم بهمن ماه » می باشد و چله کوچک از « دهم بهمن تا پایان بهمن ماه » می باشد .
ايشان معتقند که چله کوچک بسی سردتر و پر سوزتر از چله بزرگ است . و از زبان چله بازگو می کننده که می گوید :
« اگر عمرم و اندازه برار گپم بی دایا نه د ور تاوه و بچنه د گاوواره حشک می کردم»
تلفظ :
Agar omrem ve andaza berar gapam bi , dayane de var tavah ow bachane de gawora hoshk mikerdem
معنی :
« اگر عمرام به اندازه عمر برادر بزرگم ( چله بزرگ ) می بود . پیره زن ( نشسته ) در برابر تنور و کودک داخل گهواره را از سوز سرما خشک و بی جان می کرد م »
این دوبرادر ( چله بزرگ و کوچک ) در هشت روز با دیگر و در کنار همدیگر هستند که آن 8 روز را « چار چار » (1) می نامند . که به چهار روز آخر چله بزرگ و چهار روز اول چله کوچک گفته می شود .و عقیده را بر آن است که در این 8 روز درختان برا بیدار شدن از خواب زمستانی آماده و مهیا می گردند . و گویند :
« چار چاره . آو و گله داره »
تلفظ :
< Char chara . aow ve galeh daraa >
معنی :
« چهار چهاراست . آب برروی درخت است ( آب در درختان و شاخه های آنها اندک اندک و نرم نرم شروع به گردش می کند )»
پس از چار چار که بیدار کننده طبیعت است نوبت به « ششله » ( 2 ) می رسد .چنان که گویند :
« چار چار . رت و ششله اوما
سر بردیا بین و گیا »
تلفظ :
Char char . rat ow shashela oma
Sare bardia bina ve giya
معنی :
« چهار چهار رفت و شش روزه آمد
بر روی سنگها گیاه و سبزه روئیده »
برخی گویند که ششله همان شش روز آخر چله کوچک است و برخی دیگر را عقیده براینست که ششله یک روز آخر چله کوچک و پنج روز پس از آن است . و طبق یک افسانه قدیمی در ششله چنان هوا سرد می شود که « همی » (3) و « ممی » (4) پسران « دایا » (5) وقتی که از خانه برای تهیه آذوقه و شکار بیرون می روند از شدت سرما و سوز سرما خشک شده و می میرند . و دیگر به خانه بر نمی گردند .و مادر انها ( دایا )پس از شنیدن خبر مرگ ایشان عصبانی و ناراحت شده و گریبان خود را چاک کرده بر سر و سینه می کوبد .و بر اثر این شیون او گردنبندش پاره شده و دانه داخل آن بر زمین می ریزد و دانه های گردنبند به صورت بارش تگرگ بر زمین می ریزند .دایا پس از آنکه اینگونه شیون کرد . از ناراحتی تکه چوب نیم سوزی را از اجاق بیرو آورده وبرای گرفتن انتقام قصد به سوزاندن دنیا می کند لذا آنرا پرتاب می کند
ومویه کنان این شعر را می خواند :
« همی رت و ممی رت دل و کی بکنم خش
چمتی پرت بکنم دنیانه بزنم تش »
تلفظ :
Hami rat ow Mamai rat .del ve ki bakenem khash
Chemati pert bakenem donyaneh bazenem tash
معنی :
« همی رفت و ممی رفت دل را به چه کسی خوش کنم
تکه چوب نیم سوزی پرتاب کنم . و دنیا را به آتش بکشم »
می گویند اگر این تکه نیم سوز در خشکی بیافتد سالی پیش رو سالی گرم و خشک و کم بارا ن است و اگر نیم سوز در دریا و یا آب بیافتد گویند که سال آیند خنک و پر باران است .
مردمان لر را عقیده بر ان است که وقتی چهل و پنج روز از فصل زمستان گذشت (از 1 دیماه تا 15 بهمن ماه ) هوا آرام آرام و کم کم از سرما رو به گرما می نهد و هوا به گرمی می گرایید یعنی از روز 15 بهمن ماه به بعد که اوج سرما است هوا شروع به گرم شدن می کند . و در اصطلاح خود گویند که « چل و پنج اشکس » (6) یعنی ( چهل و پنج شکست یا زمستان از نیمه رد شد )
نا گفته نماند که این سخن با توجه به تنوع آب و هوایی مناطق لرنشين ممکن است در جاهای مختلف به گونه های متفاوت نمایان شود .
و پس از اتمام این چهل و پنج روز است که ششله شروع می شود . و عقیده بر آنست که پنج روز پس از ششله زمانیست که زمین و درختان و جانوران زمستان خواب ، شروع به نفس کشیدن می کنند البته به صورت دزدانه ( یعنی به آرامی و آهستگی و غیر محسوس برای انسانها )و آن را « نفس دوزنه » (7) گویند و این دوره از « پنجم الی دهم اسفند ماه » به طول می انجامد و پس از رفتن نفس دوزنه نوبت به « باد بیار » (
می رسد . که از دهم اسفند شروع شده و تا آخر اسفند ماه طول می کشد . و مردمان لر را عقیده بر انست که در این مدت خفتگان زمستانی از خواب بیدار شده اند و آشکارا و به صورت محسوس و قابل دیدن شروع و تنفس از هوا می کنند . و در این زمان است که اندک اندک بهار و نشانه های ان هویدا می شوند .
-----------
1- چار چار Char Char
2- ششله Shashela
3- همي hami :هميل hamil ، همي hami ، همه hama نيز گفته مي شود .
4- ممي mami : مميل mamail ، امي ami ، ممه mama ، اميل amil نيز گفته مي شود .
5- دايا Daya : پیره زن – در اینجا منظور ننه سرما است
6- چل و پنج اشکس chel ou panj eshkes : چهل و پنج شكست
7- نفس دوزنه nafas dozena : نفس دزدانه - نفس دزدكي
8- باد بیار یعنی bade biar : باد بیدار کننده
منبع :http://www.iranvillage.ir
این روستا از توابع شهرستان الیگودرز (بخش مرکزی ) واقع در استان لرستان است. روستا بر سر راه الیگودرز به اصفهان قرار دارد. ارتفاع این روستا از سطح دریا ۲۱۰۰متر می باشد و در منطقه ای برفگیر و کوهستانی قرار دارد زمستان های این روستا بسیار سرد و پر برف می باشد و تابستانهای آن خنک و مطبوع برای تفریح و تفرج است.جمعیت این روستا بالغ بر ۱۸۵۱ نفر می باشد که شغل بیشتر مردم آن کشاورزی و دام داری است.(لازم به ذکر است براثر کمبود امکانات واشتغال مناسب اکثر جوانان این روستا به شهرستانهای تهران ، اصفهان ، اراک و...مهاجرت نموده اند.) ا ین روستا دارای معادن سنگ بسیار مرغوبی می باشد که سنگ آن به نقاط مختلف کشور و جهان از جمله اروپا صادر می شود.محصولات کشاورزی آن گندم - جو - حبوبات و صیفی جات است و دارای باغ های انگور، بادام ومراتع سرسبز اعم از درختان ومرغزارهای زیادی می باشد.