زمستان


 زمستان که فرا می رسید  هوس نشستن در زیر کرسی داغ به سرمان می زد .نسل امروزه شاید به یاد نیاورد که پدران و مادرانشان چگونه در زمستان خود را گرم می کردند ،و شاید در اینده ای نه چندان دور اگر بخواهیم وضعیت کرسی وکرسی نشینی را برای کودکان شرح دهیم باید رنج سفر بر خود هموارنماییم که یا به موزه ای مردم شناسی برویم و کرسی را زیارت کنیم و یا این که پای صحبت ریش سفید و یا گیس سفیدی بشینیم تا بتوانیم به صورت سمعی و نه بصری! کرسی را حس کنیم و در رویاهایمان زیر آن کرسی داغ لم بدهیم و برای دقایقی شریک در خاطرات کوچکی و کودگی نسلهای گذشته مان گردیم . اون زمانها دم دمای غروب که می شد بوی سوختن هیزم و زغال (تپاله وهیمه )از اکثر منازل به مشام می رسید .وظیفه ی سوزاندن هیزم و تهیه کردن اتش زیر کرسی برعهده مادران خانه بود . کرسی گرم آماده پذیرایی از اهل خانواده بود .لحاف کرسی که رویه آن جاجیم بود بر روی کرسی گسترده شده بود و بر روی ان مجمعه ای مسی گذاشته بودند .کرسی دارای چهار طرف یا پایه برای نشستن بود که در خانواده هاهر طرف ان مختص کسی بود و هیچ فردی به خود اجازه نمی داد به حریم دیگری تجاوز نماید .قسمت شمال اتاق که در اصل بالای اتاق محسوب میشد بالا کرسی بود و مخصوص پدر خانواده ،یکی از طرفین چپ و راست نیز مخصوص مادر بود ،فرزند ارشد در طرف مقابل مادر جلوس می کرد و جای کودکان در قسمت پایین کرسی یا همان چالِ کرسی بود. هوا هنوز تاریک نشده جمع خانواده تکمیل می گردید و همه اهل خانواده در کنار هم به گپ و گفتگوی دوستانه و استراحت می پرداختند.جمع خانواده بسیار گرم و صمیمی با هم به درد دل می پرداختند و در جریان کم و کیف احوالات یکدیگر قرار می گرفتند .دم دمای صبح که هوا کمی سردتر می شد اتش کرسی به تجدید کردن احتیاج داشت و چون در ان زمانه تمام زحمت خانه ( حتی نگهداری و آب و غذا دادن به گاو و گوسفند و مرغ و ...) بر روی دوش مادران بود مادر خانواده ،منقل کرسی را به بیرون برده و  خاکستر روی اتش آن را  کنار می زد تا باقیمانده ی گرمای آن آزاد شود و سپس آن به زیر کرسی برمی گرداند تا اهل خانواده کرسی گرمای بیشتری را در اختیار داشته باشند . اما امروزه به یمن وجود نعمت گاز اغلب منازل دارای شوفاژ و بخاری گازی می باشد که با وجود این که گرمای قابل قبولی دارد اما معایبی دارد :

اولاً اینکه ان صمیمیّتی را که در کنار کرسی در بین اهل خانواده ها وجود داشت را هرگزندارد

،هر کس اتاقی را برای خود در اختیار گرفته و با لبتاپ و کامپیوتر و تلفن همراه خود  در دنیای

اطراف خود سیر می کند .برادر از حال برادر خبر ندارد ،خواهر از حال و روز برادرانش بی خبر

است و کلا یک گسست در بین اهل خانواده ها وجود دارد .

دوماً به دلیل بزرگ بودن و متراژ بالای خانه های روستایی و عدم پیش بینی این شرایط ، گرم

کردن خانه ها با بخاری گازی کاری ساده نیست و مستلزم هزینه زیادیست که گاهاً باید اندکی

هم بر روی یارانه ی عزیز بگذاریم و به  شرکت محترم گاز تقدیم نماییم!

سوماً اگر اهل مطالعه باشید و کمی درباره خواص حرارتی که از هیزم ( پهن گاو و گوسفند و

بوته های گون کوهی و از این قبیل سوختها ) تحقیق کنید خواهید فهمید که در مقایسه با

سوخت گازی فعلی ، حرارت برخاسته از هیزم دارای خواص درمانی و روانی ویژه ایست که

هرگز در گاز شهری یافت نمی شود!باور نمی کنی تحقیق کن!

با گذشت زمان و پیشرفت تکنولوژی روز بروز دربین اشخاص فاصله ایجاد می گردد

امید که روزی فرارسد که کانون خانواده ها مانند زمانهای قدیم روزبروز گرم تر گردد

منبعhttp://khoygan.blogfa.com: اندکی دخل وتصرف

زمستان در باورهای ما


در باورهاي ما ، فصل زمستان به دو بخش بزرگ ( چله بزرگ و چله کوچک ) تقسیم می شود .

چله بزرگ از « اول دیماه تا دهم بهمن ماه » می باشد و چله کوچک از « دهم بهمن تا پایان بهمن ماه » می باشد .

ايشان معتقند که چله کوچک بسی سردتر و پر سوزتر از چله بزرگ است . و از زبان چله بازگو می کننده که می گوید :

« اگر عمرم و اندازه برار گپم بی دایا نه د ور تاوه و بچنه د گاوواره حشک می کردم»

تلفظ :

Agar omrem ve andaza berar gapam bi , dayane de var tavah ow bachane de gawora hoshk mikerdem

معنی :

« اگر عمرام به اندازه عمر برادر بزرگم ( چله بزرگ ) می بود . پیره زن ( نشسته ) در برابر تنور و کودک داخل گهواره را از سوز سرما خشک و بی جان می کرد م »

این دوبرادر ( چله بزرگ و کوچک ) در هشت روز با دیگر و در کنار همدیگر هستند که آن 8 روز را « چار چار » (1) می نامند . که به چهار روز آخر چله بزرگ و چهار روز اول چله کوچک گفته می شود .و عقیده را بر آن است که در این 8 روز درختان برا بیدار شدن از خواب زمستانی آماده و مهیا می گردند . و گویند :

« چار چاره . آو و گله داره »

تلفظ :

< Char chara . aow ve galeh daraa >

معنی :

« چهار چهاراست . آب برروی درخت است ( آب در درختان و شاخه های آنها اندک اندک و نرم نرم شروع به گردش می کند )»

پس از چار چار که بیدار کننده طبیعت است نوبت به « ششله » ( 2 ) می رسد .چنان که گویند :

« چار چار . رت و ششله اوما

سر بردیا بین و گیا »

تلفظ :

Char char . rat ow shashela oma

Sare bardia bina ve giya

معنی :

« چهار چهار رفت و شش روزه آمد

بر روی سنگها گیاه و سبزه روئیده »

برخی گویند که ششله همان شش روز آخر چله کوچک است و برخی دیگر را عقیده براینست که ششله یک روز آخر چله کوچک و پنج روز پس از آن است . و طبق یک افسانه قدیمی در ششله چنان هوا سرد می شود که « همی » (3) و « ممی » (4) پسران « دایا » (5) وقتی که از خانه برای تهیه آذوقه و شکار بیرون می روند از شدت سرما و سوز سرما خشک شده و می میرند . و دیگر به خانه بر نمی گردند .و مادر انها ( دایا )پس از شنیدن خبر مرگ ایشان عصبانی و ناراحت شده و گریبان خود را چاک کرده بر سر و سینه می کوبد .و بر اثر این شیون او گردنبندش پاره شده و دانه داخل آن بر زمین می ریزد و دانه های گردنبند به صورت بارش تگرگ بر زمین می ریزند .دایا پس از آنکه اینگونه شیون کرد . از ناراحتی تکه چوب نیم سوزی را از اجاق بیرو آورده وبرای گرفتن انتقام قصد به سوزاندن دنیا می کند لذا آنرا پرتاب می کند

ومویه کنان این شعر را می خواند :

« همی رت و ممی رت دل و کی بکنم خش

چمتی پرت بکنم دنیانه بزنم تش »

تلفظ :

Hami rat ow Mamai rat .del ve ki bakenem khash

Chemati pert bakenem donyaneh bazenem tash

معنی :

« همی رفت و ممی رفت دل را به چه کسی خوش کنم

تکه چوب نیم سوزی پرتاب کنم . و دنیا را به آتش بکشم »

می گویند اگر این تکه نیم سوز در خشکی بیافتد سالی پیش رو سالی گرم و خشک و کم بارا ن است و اگر نیم سوز در دریا و یا آب بیافتد گویند که سال آیند خنک و پر باران است .

مردمان لر را عقیده بر ان است که وقتی چهل و پنج روز از فصل زمستان گذشت (از 1 دیماه تا 15 بهمن ماه ) هوا آرام آرام و کم کم از سرما رو به گرما می نهد و هوا به گرمی می گرایید یعنی از روز 15 بهمن ماه به بعد که اوج سرما است هوا شروع به گرم شدن می کند . و در اصطلاح خود گویند که « چل و پنج اشکس » (6) یعنی ( چهل و پنج شکست یا زمستان از نیمه رد شد )

نا گفته نماند که این سخن با توجه به تنوع آب و هوایی مناطق لرنشين ممکن است در جاهای مختلف به گونه های متفاوت نمایان شود .

و پس از اتمام این چهل و پنج روز است که ششله شروع می شود . و عقیده بر آنست که پنج روز پس از ششله زمانیست که زمین و درختان و جانوران زمستان خواب ، شروع به نفس کشیدن می کنند البته به صورت دزدانه ( یعنی به آرامی و آهستگی و غیر محسوس برای انسانها )و آن را « نفس دوزنه » (7) گویند و این دوره از « پنجم الی دهم اسفند ماه » به طول می انجامد و پس از رفتن نفس دوزنه نوبت به « باد بیار » (Cool می رسد . که از دهم اسفند شروع شده و تا آخر اسفند ماه طول می کشد . و مردمان لر را عقیده بر انست که در این مدت خفتگان زمستانی از خواب بیدار شده اند و آشکارا و به صورت محسوس و قابل دیدن شروع و تنفس از هوا می کنند . و در این زمان است که اندک اندک بهار و نشانه های ان هویدا می شوند .

-----------

1- چار چار Char Char

2- ششله Shashela

3- همي hami :هميل hamil ،‌ همي hami ، همه hama نيز گفته مي شود .

4- ممي mami : مميل mamail ،‌ امي ami ،‌ ممه mama ،‌ اميل amil نيز گفته مي شود .

5- دايا Daya : پیره زن – در اینجا منظور ننه سرما است

6- چل و پنج اشکس chel ou panj eshkes : چهل و پنج شكست

7- نفس دوزنه nafas dozena : نفس دزدانه - نفس دزدكي

8- باد بیار یعنی bade biar : باد بیدار کننده

منبع :http://www.iranvillage.ir

گزارش تصويري فعاليت‌هاي روحاني مستقر در روستاي دوزان حجت‌الاسلام مصطفي آذرخش

منبع :تبیان استان لرستان