بهار

لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكیبا باشید
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را انتخاب كنید
تقدیم به شما خوبان امیدوارم گل با شید اما عمرتان اندازه گل نباشد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org









حمام روستای ما(4)

 آن زمان گاهی دوهفته  یا بیشتر از یک حمام تا حمام بعدی می گذشت.البته این باعث نمی شد که ظاهر بچه  محصلها  از کثیفی   تغییر حالت   دهد .در طی این مدت صبح های شنبه که مدیر  بد اخلاق مدرسه پشت دست  بچه ها  وناخن ها  را نگاه میکرد، مادرشان مجبور بود  با یک کاسه آب گرم ویک کیسه دست و روی آنها را توی حیاط ویا اگر می خواستند سردشان نشود توی طویله می می شستند .

حمام در آن زمان، در مواقع عروسی یکی از قطبهای اصلی مورد توجه بود وجزء آداب ورسوم تلقی می شد . حمام رفتن عروس وداماد آیین خاص خودش را داشت .

از فاصله حمام تاخانه همه از لپهای گل انداخته و بقچه زیر بغل   می فهمیدند که حمام رفته ای . یاد آن حمامها وحمامیهایش مخصوصا آنان که رحمت خدا رفته اند به خیرو  جاودان باد.

 

حمام روستای ما(3)

از نور خورشید ورطوبت بخار حمام علفهای بلندی در کنار نورگیر رشد کرده بود (بوته های جارو وخاک شیر)و ریسه ای از بالا سرازیر می شد و وقتی کف داغ حمام به پشت دراز می کشیدی وبه بالا نگاه می کردی فضای  وهم انگیزی را مجسم می کردیم.در بالای حمام سکوی موزائیک فرش  پهن وکوتاهی  بود که روی آن نماز می خواندند وکنار آن محل  کیسه کشیدن  و مشت ومال افرادبودوهمزمان دو –سه نفر می توانستند روی آن  دراز بکشند و مشت ومال شوند .

 گوشه حمام ، اتاقکی تنگ وتاریک با بوی مشمئز کننده بود که ما  فلسفه وجودی انرا نمی دانستیم و فقط می دیدیم بزرگترهاآنجا می روند.وعجیب بود   که چرا مراجعینش  خیس نشده اند  ویکی دوبار که یواشکی خواسته بودیم سرک بکشیم، از میان تاریکی ها ،اشباح ساکن آنجا دادزده بودند وما فرار کردیم . فضای آن اتاقک با دیوارها وکف سفید رنگش با نوربسیارکم  مانند معمایی بود که البته مدتها  بعد جواب این معما  را یافتیم .   

گاهی حمام رفتن  نصف روز طول می کشید و گذشت  زمان  مطرح نبود .   بیشتر عملیات کیسه کشیدن ومشت ومال توسط خود مردم انجام می شد . مثلا نوبتی ،یکی دیگری  را کیسه کشی می کرد و مشت ومال می داد و بعد جایشان را عوض می کردند .  به دلیل دوری حمام به منازل ،افراد دیر به حمام می رفتند ومثل حالا نبود که حمام خانه درش به اتاق خواب باز  شود وهروقت  اراده کنی حمام باشی  . با این همه  عجیب است که   بازهم عده ای در حمام رفتن کاهلند .

حمام روستای ما(2)

حمام در محله ده بالا قرار داشت  با معماری زیبا وقدیمی که متاسفانه ویران شد وهم اکنون اثری از آن موجود نمی باشد وچه به آسانی با میراث فرهنگی مان برخورد می کنیم میراثی که حداقل به دویست سیصد سال وشاید بیشتر هم می رسید الان در دنیا رسم است که مثلا لیوان آبخوری فلان فرد ویاشخصیت را نگهداری می کنند چون که اودرآن آب خورده اما ما میراث گذشتگانمان را به راحتی آب خوردن به دست بلدزر دادیم ونابودش کردیم بگذریم. واردحمام که می شدی یک دالان کوچک بودکهومی رسیدی به رختکن و البته بدون کمد وقفل و... بصورت دالان مانند که سه کنگره داشت ودر آن لباسها را در می آوردند و بعضی لباسها را از میخ هایی که در فضای رختکن به دیوار زده بودند اویزان می کردند ولباسهای دیگر راهم لای بقچه می پیچیدند ومی رفتند داخل حمام.ابندای ورودی آب سردی در یک حوض کوچک قرار داشت ومی بایست پای را  داخل آن گذاشت وعبور کرد یوارهای حمام تانصفه کاشی بود واز انجا تا سقف با آهک وسیمان سفید پوشیده بود . در سقف یک نورگیر شیشه ای کار گذاشته بودند که هم نور حمام در روز  تامین می شد  و ضمناساعت آفتابی  هم بود ومی شد فهمید چه زمانی را درحمام بوده ای ومثلا الان چه موقع از روز است .